أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
218
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خرانىاند رمنده كه از شيرى رمند و بگريزند يا چون خرانى وحشىاند كه از صيّادان و تيراندازان گريزند ، رميدن ايشان و اعراض كردن ايشان را از قرآن تشبيه كرده است بخرانى كه از شير برمند آنگه گفت : [ بَلْ يُرِيدُ ] نه كه هر يكى از ايشان ميخواهند كه : كتابهاى گشاده بوى دهند چنان كه خواست وى است و اين چنان بود كه كافران گفتند : ما به تو ايمان نياريم اى محمّد تا خداى تو بما هر يكى نامهء بفرستد « 1 » در آنجا نوشته كه اين نامهايست از خداى تعالى بفلان و فلان بايد كه محمّد را متابعت كنيد و فرمان بريد چنان كه گفت : « لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ » . ابن عبّاس گفت : مشركان گفتند كه : اگر محمّد راستگوى است بايد كه فردا برخيزيم بر بالين هر يكى از ما نامهء باشد در آنجا نوشته برائت و امان از دوزخ ، حقّ تعالى ردع « 2 » و زجر كرد ايشان را
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « نفرستد » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « ردّ » ( بدال مشدّد ) .